بیماری های روانی : از اختلال سلوک تا جنون دزدی

13
ناراحتی کودکان

بیماری های روانی : از اختلال سلوک تا جنون دزدی

بیماری های روانی : از اختلال سلوک تا جنون دزدی = به نقل از دکتر هانیه زایررضایی : آیا تا کنون با افرادی روبرو شده‌ اید که به نظر می‌رسد کنترلی بر هیجانات خود ندارند ؟
افرادی که به نظر می‌رسد به‌راحتی و بدون احساس گناه و پشیمانی حق و حقوق دیگران را نقض می‌کنند یا به‌طور قابل توجهی با هنجارهای اجتماعی یا مراجع قدرت درگیرند .

در آخرین به‌روزرسانی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی به گروه اختلالاتی اشاره شده که وجه مشترک آن ها عدم کنترل هیجانات و رفتارها و نقض حقوق دیگران است . گرچه علت های ریشه ای این اختلالات روانی می‌تواند متفاوت باشد. اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه، اختلال سلوک، اختلال انفجاری متناوب و اختلال شخصیت ضداجتماعی، جنون آتش‌افروزی و جنون دزدی در این گروه قرار می‌گیرند که درباره هر کدام به اختصار توضیح می‌دهیم .

غمگین

– اختلال نافرمانی مقابله‌ جویانه :

آیا تا به حال با کودکان یا نوجوانانی روبرو شده اید که  همیشه درحال مخالفت کردن با مراجع قدرت مثل والدین، معلمان رئیس و… هستند؟ اصلا مهم نیست که موضوع موردبحث چیست، مهم جروبحث کردن، خلق تحریک‌پذیر و رفتار تلافی‌جویانه است که اگر بیشتر از ۶ ماه  و در بیشتر روزها در یک کودک زیر ۵ سال وجود داشته باشد و در کودک بالای ۵ سال دست‌کم یک‌بار در هفته در مدت ۶ ماه دیده شود باید به آن شک کرد . این افراد  که معمولا از انجام درخواست مراجع قدرت و عمل به قوانین سرباز می‌زنندبه‌ عنوان افرادی زودرنج، عصبی و کینه‌جو شناخته می‌شوند که اغلب اطرافیان نزدیک و خانواده را می‌رنجانند و رفتارشان تاثیر منفی روی کارکرد اجتماعی، تحصیلی، شغلی یا دیگر حوزه‌های مهم زندگی‌شان دارد که اغلب باعث تخریب قابل‌توجه سازگاری هیجانی- اجتماعی فرد می‌شود. خوب است بدانید که این افراد هرگز خودشان را مقابله جو یا نافرمان نمی‌دانند و رفتار خود را واکنشی به درخواست‌ها یا شرایط غیرمنطقی اطراف خود می‌دانند.


• دلایل احتمالی :
این اختلال در خانواده‌هایی که مراقبت از کودک به‌دلیل جایگزینی‌های پیاپی مراقب، از هم گسیخته یا خانواده‌هایی که به شیوه‌ای خشن، ناپایدار یا توام با غفلت با کودک رفتار می‌کنند، بیشتر است و اولین علائم این اختلالات معمولا در دوران دبستان پدیدار می‌شود و اغلب مقدمه‌ای بر شکل‌گیری اختلال سلوک است.

– اختلال سلوک :

در این اختلال آن چه که غالب است ، رفتارهای تکرارشونده نقض حقوق دیگران و پیروی نکردن از قوانین و قواعد و هنجارهای پذیرفته‌ شده جامعه است که با حداقل ۳ مورد از این موارد که به مدت ۱۲ ماه طول کشیده باشد ، مشخص می‌شود .

این موارد مانند پرخاشگری به حیوانات و انسان‌ها مثلا با قلدری کردن، تهدید کردن، زد و خورد و قساوت نسبت به حیوانات و انسان ها است. این افراد به‌طور عمدی به دیگران خسارت جدی وارد و اموال دیگران را تخریب می‌کنند.

دروغ می گویند و به زور وارد حریم شخصی دیگران می شوند . در دوران نوجوانی بدون اجازه و اطلاع والدین شب‌ها بیرون از خانه می‌مانند یا دائم از مدرسه فرار می‌کنند.

نکته مهم این است که این افراد پس از انجام کارهای اشتباهی که انجام  می دهند هرگز، پشیمان نمی‌شوند و احساس گناه ندارند و نگران پیامد و نتیجه شکستن قوانین جامعه نیستند.

به نظر می‌رسد آن ها نسبت به احساسات دیگران بی‌اعتنا هستند و توانایی همدلی ندارند. برای افرادی که زیر ۱۸ سال هستند  این علائم و رفتارها تشخیص، اختلال سلوک است اما برای فردی که بالای ۱۸ سال دارد، بروز این رفتارها  تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی است.


• علل احتمالی:
ژنتیک یکی از عواملی که برای ابتلا به این اختلال گفته شده است. این اختلال میان کودکانی که دارای والدین دچار اختلال شدید مصرف الکل، اختلال افسردگی و دوقطبی هستند یا سابقه اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارند ، شایع‌ تر است.

اختلال سلوک ممکن است با شروع زودرس رفتار جنسی، مصرف الکل ، سیگار کشیدن ، مصرف مواد غیرقانونی و اعمال بی‌پروا و مخاطره‌ جویانه را همراه داشته باشد .

– اختلال انفجاری متناوب :

تفاوت این اختلال با دیگر اختلالات این گروه، فوران‌های رفتاری راجعه است که نشانه نقص در کنترل تکانه‌های پرخاشگری است و به یکی از این دو شکل بروز پیدا می‌کند؛ ۱-  پرخاشگری کلامی یا فیزیکی نسبت به افراد و اموال یا حیوانات که هفته ای دوبار و به طور میانگین در یک دوره ۳ ماهه روی می‌دهد.

این پرخاشگری باعث آسیب‌دیدن یا تخریب اموال و جراحت جسمانی افراد و حیوانات می‌شود. ۲-  سه فوران رفتاری مرتبط با آسیب‌زدن یا تخریب اموال و حمله جسمانی به افراد یا حیوانات در یک دوره ۱۲ ماهه.

شدت پرخاشگری طی فوران‌های راجعه خشم به طور قابل توجهی نامتناسب با محرک یا هر نوع عامل استرس‌زایی است که رخ داده. فرد از قبل برای اینکه به این شدت قشقرق راه بیندازد، برنامه‌ریزی نکرده است (یعنی تکانشی است). فوران‌ها معمولا کمتر از ۳۰ دقیقه طول می‌کشند یعنی  این که این فوران خشم به صورت ناگهانی رخ می‌دهد .

نکته مهم این است که این فوران‌های راجعه پرخاشگری بیشتر از همه ،خود فرد را آشفته می‌کند و باعث تخریب عملکرد شغلی با عملکرد بین فردی می‌شود یا او را با پیامد‌های جدی قانونی یا مالی روبرو خواهد کرد .

• علت های  احتمالی : هم ژنتیک و هم عوامل محیطی  در این اختلالات نقش دارند. افراد با سابقه ضربه هیجانی و جسمانی در ۲سال اول زندگی در معرض خطر بالا برای این اختلال قرار دارند.

بستگان درجه اول افرادی که این اختلال را دارند ، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا قرار دارند.

– جنون آتش‌ افروزی :

افرادی که به این اختلال مبتلا هستند به آتش‌افروزی عمدی و هدفمند می‌پردازند.

این افراد پیش از اقدام به برافروختن آتش، تنش یا برانگیختگی عاطفی چشم گیری را تجربه می‌کنند و پس از اقدام، احساس لذت، تسکین یا ارضا می‌کنند.علاقه ی زیادی به آتش دارند و  جذب شعله‌ها می‌شوند.

این روشن کردن آتش فقط به قصد لذت بردن است و هیچ‌ گونه مقاصد مالی، ابراز عقیده سیاسی، پنهان کردن یک جرم، ابراز خشم یا انتقام‌جویی را نشان نمی دهد . جالب است این افراد ممکن است دائم به مراکز محلی آتشنشانی سربزنند یا حتی آتشنشان شوند تا بتوانند با آتش در ارتباط باشند.

این افراد فکرشده عمل می‌کنند و ممکن است برای آتش روشن کردن از پیش برنامه‌ریزی کرده و تدارک دیده باشند. آن ها نسبت  به پیامدهای مرتبط با زندگی یا اموالی که در آتش از بین می‌رود، بی‌تفاوت‌اند. در افراد مبتلا به جنون آتش‌افروزی، رویدادهای آتش‌افروزی، دوره‌ای هستند و ممکن است از نظر فراوانی افت و خیز داشته باشند. اگر آتش‌افروزی برای کسب منفعت، کارشکنی یا کینه‌جویی باشد، این تشخیص گذاشته نمی‌شود.

• علل احتمالی : این اختلال در پسران ، مخصوصا در افرادی با مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌ تر و افرادی که مشکل یادگیری آن ها بیشتر است ، بیشتر دیده می‌شود .

جنون دزدی :

ناتوانی مکرر برای مقاومت در برابر تکانه‌های ، دزدیدن اشیایی که برای استفاده شخصی یا برای ارزش مادی بالا دزدیده نمی‌شوند وجود دارد. فرد احساس تنش و اضطراب شدیدی بلافاصله قبل از دزدی دارد که این تنش پس از ارتکاب به عمل دزدی، به احساس لذت و رضایت تبدیل می‌شود.  به هیچ عنوان به‌علت نیاز مالی، ابراز خشم یا کینه‌جویی دزدی انجام نمی‌شود و واکنشی به هذیان و توهم نیست .

برای فرد اشیای دزدیده‌شده ارزش کمی دارند و فرد به‌ راحتی میتواند پول آن ها را پرداخت کند .

حتی ممکن است فرد این اشیاء را دور بیندازد یا در انباری ذخیره کند یا حتی مخفیانه آن ها را بازگرداند. این دزدی‌ها بدون کمک گرفتن از دیگران انجام می‌شوند و اغلب از پیش برنامه‌ریزی‌شده نیستند .

افرادی که  دچار جنون دزدی هستند معمولا در برابر تکانه دزدیدن مقاومت می‌کنند و از این که که کارشان اشتباه است آگاهند . آن ها از دستگیر شدن می‌ترسند و از کاری که انجام می‌دهند ، احساس گناه می‌کنند .

 دیده شده که بستگان درجه اول افراد دچار جنون دزدی میزان‌های بالاتری از اختلال وسواسی- جبری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند . هم چنین به نظر می‌ آید اختلال مصرف مواد در این افراد شیوع بیشتری  دارد.