خشونت و پرخاشگری از نگاه روانشناسی

مجموعه: روانشناسی تعداد بازدید: 18
خشونت و پرخاشگری از نگاه روانشناسی

خشونت و پرخاشگری از نگاه روانشناسی

عصبانیت و خشم حسی از حس های طبیعی انسانی است که تقریبا همه ما بارها آن را تجربه کرده ایم و تجربه خواهیم کرد. اما چگونگی کنترل و مدیریت خشم در انسان های مختلف متفاوت است. تحقیقات نشان داده که اغلب انسان ها قادر به کنترل و مدیریت صحیح خشمان نیستند  رفتارهای بیرونی که هر روز گسترش و شدت بیشتری پیدا می کند، تنها قله کوه یخی است که از آب بیرون مانده است و اگر هرچه سریع تر راه های مهار و تخلیه و کنترل آن را پیدا نکنیم، در آینده ای نزدیک شاهد آتشفشانی در حال فوران از گدازه های خشمی خواهیم بود که نه تنها سلامت روانی عزیزانمان را تهدید می کند، بلکه به امنیت روانی جامعه و به دنبال آن سرمایه اجتماعی مان آسیب های بنیادینی خواهد زد. تحقیق ها و بررسی ها نشان می دهند، در جامعه فعلی ما پدیده «خشم پنهان» و «تمایل به خشونت» در دختران بیشتر از پسران وجود دارد و به شدت نیز در حال افزایش است. در همین راستا معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، در روز ۲۰ آبان ماه امسال در نشستی با وزیر بهداشت درباره مسائل مربوط به زنان با اشاره به لزوم توجه به حوزه تعادل روانی و سلامت روان و پیشگیری از خشونت در جامعه کار کنیم. متاسفانه تحقیقات نشان میدهند که تمایل به خشونت و خشم در دختران رو به افزایش بوده و لازمه پیشگیری از آن ارائه آموزش های مناسب است. پیش از آن، عباسعلی باقری، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران  خشونت خفته در دختران و رفتارهای پرخطر در پسران اعلام نگرانی می کند و می گوید: «متاسفانه یک متولی خانواده که در سطح کشور قوی عمل کند، نداریم.»

ایشان می گوید: «در این پژوهش ها آمار «رفتارهای پرخطر» در جمعیت دانش آموزان پس را بالا دیدم و در دانش آموزان دختر «خشونت» آمار بالایی داشت.  همه این موارد زمینه های لازم را فراهم کرده تا برای مقابله با آسیب های اجتماعی اقدامات اساسی و ریشه ای انجام دهیم.» برای این که بدانیم خشم پنهان چیست و چگونه منجر به رفتاری ضداجتماعی به نام پرخاشگری می شود، با متخصص روان شناس بالینی، گفت و گو کرده ایم.

عصبانیت و فریاد زدن

آیا خشم و پرخاشگری یکی است؟

 احساسی طبیعی در انسان  که همه افراد آن را به نوعی تجربه می کنندخشم است. اما خشم با پرخاشگری تفاوت دارد به این معنی که خشم یک احساس است این در حالی است که پرخاشگری نمود و رفتاری است که بر اثر این احساس بروز می یابد یعنی نتیجه ی این حس میباشد. داشتن خشم به عنوان یک هیجان انسانی به هیچ وجه بد و غیرعادی نیست، اما در واقع پرخاشگری نوعی مشکل رفتاری به حساب می آید.

منظور از رفتار پرخاشگرانه چیست؟

 هرگونه رفتاری که با هدف و نیت قبلی بخواهد به فردی آسیب برساند رفتار پرخاشگرانه است. انگیزه پرخاشگری به طور معمول ناکامی است. پرخاشگری شکل های گوناگونی دارد یعنی برخلاف تصور خیلی ها که پرخاشگری را تنها رفتار خشونت آمیزی مانند کتک کاری و پرتاب شیء یا فحاشی می دانند، مثلا قهر کردن خود نوعی رفتار پرخاشگرانه به حساب می آید.
رفتارهای دیگری نیز مانند نیش زبان، زیر سوال بردن و برچسب زدن وقتی به صورت هدفمند و عمدی انجام شوند، رفتار پرخاشگرانه به شمار می ایند. در تعریف رفتار پرخاشگرانه هدفمندی اصل مهمی است. به این معنی که طرف مقابل رفتار پرخاشگرانه از هر نوع را با قصد و هدف آسیب رسانی انجام دهد.

آیا در دعواهایی که افراد گاهی کنترل خود را از دست می دهند، رفتار آسیب رسان پرخاشگری محسوب می شود؟

درست است که گاهی افراد کنترل خودشان را از دست می دهند، اما در هر صورت با قصد و نیت آسیب رساندن دست به رفتار خشونت آمیز می زنند. درست است که در این شرایط عنصر خودآگاهی و اراده کمرنگ می شود و بیشتر ممکن است به شکل واکنش باشد، ولی فرد پرخاشگر بر کارش اشراف دارد و می داند از طریق این رفتار می تواند امتیاز بگیرد یا آسیب بزند.

دعوا و فریاد زدن بچه ها

بنابراین این ادعا که فلان رفتار پرخاشگرانه در کنترل و اختیار من نبود، پذیرفتنی نیست چون در هر صورت هنگامی که از حالت عادی خارج می شوید رفتار پرخاشگرانه نشان می دهید.

کنترل خود را از دست می دهند، به چه معناست؟

این موضوع در افراد مختلف به درجات و طبقه بندی های مختلف ممکن است اتفاق بیفتد. گاهی فرد می تواند رفتار خود را کنترل کند، ولی از پرخاشگری به عنوان یک مکانیسم یا راهکار استفاده می کند تا به اهداف خود برسد.
مثلا من عصبانی نیستم، ولی با فریاد از شوهر یا فرزند خود می خواهم فلان کار را برای من انجام دهند چون می دانم فریاد کشیدن وسیله خوبی برای رسیدن به خواسته ها و اهدافم  است.

ویژگی خاصی در مورد پرخاشگری دخترها  وجود دارد؟

در فرهنگ ما عوامل بازدارنده و منع کننده برای ابراز خشم دختران وجود دارد و به همین دلیل نمود خشم در آن ها به صورت های دیگری دیده می شود. مثلا آمار «خودجرحی»، آسیب رساندن به خود، در دخترها بیشتر از پسرهاست. مثال های زیادی برای خودجرحی وجود دارد به عنوان مثال فرد بدون این که واقعا قصد خودکشی داشته باشند، با تیغ به موازات رگ دستش خراش هایی ایجاد می کند بدون این که با برشی عمیق رگ را ببرد یا با ناخن بدن خود را می تراشد یا رفتاری که بیش از هر رفتار دیگری در فرهنگ ما برای دختران رایج است، قهر است.

همان طور قبلا گفتم قهر کردن در طبقه بندی رفتارهای پرخاشگرانه قرار دارد. به دختران در فرهنگ ما توصیه میشود تا در شرایط نامطلوب متحمل و بردبار باشند. بنا به تعریف دقیق تر، تحمل یعنی بردباری و صبر در برابر اتفاقی که بر وفق مراد ما نیست و در آن ناکامی و شکست است، اما با توجه به هنجارهای جاری، دختران ما در چنین شرایطی حتی نباید خشم خود را ابراز کنند این در حالی است که کمتر می بینیم چنین توصیه ای به پسرها شود، بنابراین به نظر می رسد شدت هیجانی خشم در پسرها بیشتر است، در صورتی که واقعا این طور نیست. پسرها فقط راحت تر می توانند خشم خود را ابراز کنند چون هنجارهای اجتماعی ما برای بروز خشم اجازه ی بیشتری به پسرها داده است.

اگر خشم تخلیه شود چه کمکی به فرد می کند و چه تفاوتی با خشم پنهان دارد؟

خیلی ها دچار این اشتباه می شوند که تنها راه تخلیه خشم رفتار پرخاشگرانه است اما خشم انرژی ای است که باید رها شود. راه های  بسیاری برای تخلیه خشم وجود دارد از جمله آواز خواندن، رقصیدن، ورزش کردن، حضور در ورزشگاه ها و… خشم انرژی سرگردانی است که اگر درون فرد بماند، باعث آسیب رسیدن به او آسیب می شود و وقتی بیرون می آید، به نوعی حل و فصل می شود فقط باید راه درست تخلیه آن را یاد گرفت.

دعوای کودکان

روش دیگر این است که همین رفتار خشم آلود بتواند در شرایطی بی خطر امکان بروز پیدا کند. مثلا تخلیه خشم می تواند به صورت کوبیدن مشت به بالش یا کیسه بوکس یا پاشیدن آب به دیوار یا حتی پرتاب توپ باشد چون با کارهایی از این نوع، انرژی منفی بدنی تخلیه می شود. فعالیت های ورزشی می توانند بسیاری از هیجانات از جمله خشم را تخلیه کنند.

تفاوت های یبولوژیکی و هورمونی تا چه حد باعث تفاوت در  بروز خشم بین دخترها و پسرها میشود؟

هورمون تستوسترون مردانه رابطه نزدیکی با پرخاشگری دارد، ولی وجود تستوسترون بیشتر در مردان به این معنا نیست که مردها لزوما باید پرخاشگرتر باشند بلکه تنها زمینه مساعدتری برای بروز پرخاشگری در آن ها ایجاد می شود. به عنوان مثال شخصی که با داشتن ژن دیابت برای مبتلا شدن به بیماری استعداد بیشتری دارد با چاقی، کم تحرکی و تغذیه نادرست امکان ابتلا به بیماری در او بالا می رود.
صرف وجود برخی مواد شیمیایی در خون دلیل کافی برای بروز پرخاشگری نیست و هورمون های مردانه تنها آمادگی و زمینه بیشتری برای پرخاشگری فراهم می کنند.

تاثیرات خشم فروخورده در زندگی افراد

 خشم  و هر هیجان منفی که ابراز نشده و خورده می شود، اثرات خاص خود را دارد. در بیماری هایی با نام «سایکوسوماتیک» یا «روان تنی»، حتی می توان گفت کدام هیجان سبب بروز کدام علائم جسمانی می شود، به عنوان مثال مشکلات پوستی مانند کهیر یا خارش به خشم نسبت داده می شوند و  مشکلات گوارش به اضطراب و استرس مربوط می شود.
در مجموع انرژی منفی درون فرد مانند فنری است که هر آن فشرده تر می شود و روزی به جایی میرسد که تحمل این فنر تمام می شود و این همان حالت و وضعیتی است که به آن «خشم انفجاری» یا «از کوره در رفتن» می گوییم.

 بروز خشم های انفجاری یا فشرده شدن چه اثرات اجتماعی دارد؟

در روابط بین افراد خشم ممکن است به بدبینی تبدیل شود به عنوان نمونه شاید عصبانی شدن من از همسرم سبب بروز بدبینی در محیط کار نسبت به همکارم شود. پیامد و نتیجه خشم نهفته در محیط کار یا مکان های دیگر به طور تقریبی مشابه یکدیگر است. خشم گاهی به صورت کناره گیری و انزواطلبی بروز می یابد فرد شکاک می شود یا درباره انگیزه های دیگران بدبینانه قضاوت می کند یا شکلی که متاسفانه این روزها بیشتر می بینیم گوشه و کنایه و متلک پرانی افراد به یکدیگر که همان بروز نادرست و نامناسب خشم نهفته شده است یا بدون این که منفعتی برای فرد داشته باشد آسیبی به کس دیگری بزند همان رفتاری که به «زیرآب زنی» بین ما شناخته می شود. این همان مکانیسمی است که در برخی زنان که مورد صدمات فیزیکی از طرف همسر خود قرار می گیرند، می بینیم. این افراد خشمی که از صدمات وارد شده به خود دارند را با کتک زدن فرزند خود تخلیه می کنند.

چه کنیم تا خشم به پرخاشگری تبدیل نشود؟

خودآگاهی اولین قدم است. یعنی فرد باید بداند چه زمانی عصبانی می شود و علائم جسمی، فکری و رفتاری خود را هنگام بالا گرفتن خشم بشناسد. در قدم بعد باید راه هایی را بشناسد که در آستانه عصبانیت بتوانند پرخاشگری او را کنترل و مهار کنند. مانند آن است که شما هنگام رانندگی به شیبی می رسید.

دعوای زن و شوهری

در مرحله اول باید درک کنید که به شیب رسیده اید. اگر قبل از رسیدن به شیب ترمز کنید خیلی آسان تر از وقتی است که به وسط های آن رسیده اید. هر قدر در این شیب پیش بروید، سرعت بیشتر و در نتیجه ترمز کردن سخت تر خواهدبود. در آخر به جایی می رسید که دیگر نمی توانید ترمز کنید و این همان نقطه ای است که کنترل ماشین را از دست می دهید. مهم ترین بخش کار شناختن و به کارانداختن عوامل کنترل خشم است. ایجاد وقفه بهترین اقدام در این زمینه است تا سیستمی که فرد را به سمت خشم می راند برای چند لحظه متوقف شود.

از اولین عوامل کنترل کننده خشم ترک موقت محیط  یا نوشیدن یک لیوان آب هستند. بقیه راهکارها و اقدامات بیشتر به شخصیت فرد و مساله ای باز می گردد که موجب ناکامی ایشان شده است که در صورت حاد بودن، وارد شیوه ها و روش های درمانی خواهدشد. آستانه تحمل بعضی افراد پایین است و زود از کوره در می روند و با هر موضوع بی اهمیت یا کم اهمیتی شروع به پرخاشگری می کنند. در این شرایط درمانگر باید به دنبال دلیل باشد. گاهی بروز چنین رفتارهایی، درمانی متناسب از سوی درمانگر پیشنهاد می شود ضمن این که شاید علت اصلی در تغییرات خلقی،  فقدان تعادل در نوعی واسطه عصبی- شیمیایی باشد که برای درمان از جمله روش های دیگر دارو هم تجویز می شود. به اعتقاد برخی کارشناسان راه های تخلیه خشم دختران در فرهنگ ما بسته است و اجازه تخلیه خشم به دختران داده نمی شود در نتیجه خشم دختران به شکل دیگر آشکار می شود. رفتن به ورزشگاه ها مثالی بارز است. یکی از راه های تخلیه خشم، به خصوص بین جوانان که در کشورهای توسعه یافته این روزها بسیار به آن اهمیت می دهند، رفتن به ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات و تشویق تیم هاست. خشم را باید به صورت صحیح تخلیه کرد. نه به صورت خشونت تا تبدیل به پرخاشگری نشود.

حالا اگر فرض کنیم در یک بازی رقابتی همه بتوانند شرکت کنند و فریاد بکشند و خوشحالی یا هر هیجان خود را بیرون بریزند خیلی کمک می کند تا خشم به رفتار خشونت آمیز مبدل نشود. برای دخترها این کار در کشور ما امکان ندارد. ورزش کردن هم راهی بسیار خوب برای تخلیه تنش و پرخاشگری است.

در فیلمی که چندی قبل در فضای مجازی پخش شد و بسیاری را متاثر کرد، به ظاهر خشمی در وجود دو دختر که چند دقیقه بعد خود را از پل به پایین پرتاب کردند، دیده نمی شد. برای این رفتار چه تحلیلی می توان داشت؟

از آن دو دختر مکالمه تکان دهنده ای که پیش از خودکشی در شبکه های اجتماعی پخش شد و ظاهر عصبانی در آن ها دیده نمی شد، نمونه کامل خشم پنهان است هنگامی که بسیار عصبانی باشید و غم و اندوه نیز بر این عصبانیت اضافه شود می خندید این در صورتی است که این خنده ها عصبی است. یعنی اصلا به معنای سرخوشی نیست و دقیقا نوعی تخلیه خشم است.

در همین فیلم بسیاری از صحبت ها حالت کنایه دارد و نیش دار است. در این مکالمات ملغمه ای از اضطراب، خشم، تردید و غم موج می زند. در واقع این فیلم نوعی فریاد کمک خواهی و انتقام است.

قهر کردن پسر بچه

 دختری عادی از یک خانواده معمولی چرا باید اقدام به این کار وحشناک کند؟

پاسخ اصلا آسان نیست.  ممکن است دلایل و انگیزه های متفاوتی افراد را به سمت خودکشی ببرد. گاهی ناشی از افسردگی یا نوسان خلق یا اختلال شخصیت است.
در موارد نادر و کمیاب دیگری ممکن است افزایش استرس ها قابل تحمل نباشد. اما از همه مهم تر این که در سنین نوجوانی درک درستی از خودکشی وجود ندارد و مثل حل مساله به آن نگاه می شود.

نشانه های خشم نهفته در افراد چگونه بروز می نماید؟

کناره گیری از جمع مهمترین نشانه خشم پنهان است. فردی که ترجیح می دهد تنها بماند  و در فعالیت های جمعی شرکت نکند خشم نهفته دارد.  افت عملکرد دومین نشانه است. به عنوان مثال، اگر درس می خواند در درس افت پیدا می کند یا در محیط کار حوصله ندارد. نشانه بعدی این که خودکشی به عنوان راهی برای بروز خشم پنهان، تصمیمی یکباره و بدون سابقه نیست. معمولا نوعی روند است. افراد هشدارها را نشان می دهند اما بقیه آن ها را جدی نمی گیرند. در همان فیلم هم یکی از دخترها به دوستش می گوید: «دیدی گفتم؟ جدی نگرفتی!». هر هشداری باید جدی گرفته شود. هشداری حتی مانند این که کاش به دنیا نیامده بودم یا زندگی چقدر پوچ و بی ارزش است یا جمله ای که بسیار می شنویم و جدی نمی گیریم: «دیگر خسته شدم!» همه این ها می توانند نشانه های خشم پنهان باشند.  از نشانه های دیگر خود آسیب زنی است یا این که فرد درباره راه های مختلف خودکشی در اینترنت جست و جو کند.  باید گفت روند خودکشی ناگهانی و آنی نیست. تحقیقات نشان می دهد درون همه افرادی که اقدام به خودکشی کرده اند همواره تردیدی وجود داشته است.