خانه علمی حیوانات و گیاهان زیباترین درخت ها

زیباترین درخت ها

0
19
درخت زیبا

زیباترین درخت ها

از یک بذر کوچک به دشواری راهی از میان سنگ‌ها و گل‌های سفت به‌سوی آسمان باز می‌شود‌. اینگونه است که جوانه به نهال و نهال به درختی تنومند تبدیل می‌شود.

در طول تاریخ میوه‌های این درخت همچنان الهام بخش و تازه هر روز با رنگ و بویی تازه به زندگی انسان طراوت می دهند گاهی نغمه‌ای، گاهی نقشی از یک درخت و گاهی شعری یا داستانی.

درخت مانند آینه‌ای است که انسان مسیر پرتلاطم زندگی‌اش را از تولد تا مرگ در آن می‌بیند. او امیدها و بیم هایش را در وجود درخت مشاهده می‌کند و میوه‌های رمزآلودش را مز مزه می‌کند.

۱-میراث کهن:

کلمه گواتمالا که در اصل به معنی درختزار یا مکانی است که درخت های زیادی دارد  به طبیعت سرسبز و پر از درخت این سرزمین استوایی و زیبا اشاره دارد. در کشور گواتمالا درخت ابریشم گرمسیری یا پنبه هندی که نام لاتین آن سیباست به‌عنوان یکی از نمادهای مهم ملی محسوب می شود.

درختان

سیبا درختی بلند است که ارتفاع آن گاه به بیشتر از ۷۰متر می‌رسد. منطقه آمریکای مرکزی و بخش‌های شمالی آمریکای جنوبی، در طول تاریخ کهن داستان‌ها و اسطوره‌های گوناگونی در ارتباط با این درخت شکل گرفته‌اند. برخی از قبایل جنگل‌های آمازون معتقد بودند که در این درخت خدایان‌شان به سر می‌برند. نزد اقوام مایا این درخت دنیای زیرزمین را به جهان آسمانی پیوند می‌داد. در خیلی از آثار هنری آن ها این باور اخیر به شکلی نمادین به‌صورت یک ساقه ستبر نمایش داده می‌شد. بخش‌هایی از این درخت در قسمتی از آیین‌های سنتی مایاها همچون سنبله خاردار مخروطی شکل آن بازسازی و در ظرف‌هایی همچون بخوردان قرارداده می‌شد.

هنوز در مناطقی که میراث‌داران سنت‌های کهن مایاها هستند برخی از کشاورزان وقتی حین آماده‌سازی زمین‌های کشاورزی به درخت سیبایی برخورد کنند که در مکانی نامناسب قرارگرفته باشد به‌ دلیل احترامی که برای این درخت در فرهنگ‌شان ریشه دوانیده آن‌را در سر جای خود نگاه می‌دارند.درخت سیبا در سال ۱۹۵۵ به‌عنوان درخت ملی گواتمالا اعلام و قوانینی در جهت حفظ آن صادر شد. معروف ترین درخت سیبای گواتمالا  با قدمت بیش از ۴۰۰سال در شهر پالین قرار گرفته است.

۲-پدر پارک‌های ملی:

از میان جنگل‌های وحشی روشن‌ترین مسیر شناخت جهان می‌گذرد. این گفته کسی است که از او با عنوان پدر پارک‌های ملی یاد می‌شود. جان موییر ۱۱ سال داشت که همراه با پدر و مادرش از اسکاتلند به ایالات متحده مهاجرت کرد.

او تا پایان عمرش هیچ‌گاه فرهنگ و طبیعت زیبای سرزمین مادری‌اش را فراموش نکرد و حتی با وجود اقامت طولانی در ایالات متحده لهجه غلیظ اسکاتلندی‌اش تغییر نیافت.

وقتی که ۲۲سال سن داشت روزی با یکی از دوستانش در حال استراحت زیر یک درخت اقاقیا به موضوعی برخورد کرد که به گفته خودش در شکل‌گیری آیندۀ او تأثیر زیادی داشت. دوستش از درخت گلی کند و به او نشان داد و یادآور شد که این درخت تنومند از خانواده نخود بوده و در حقیقت؛ بذری شبیه به نخود تبدیل به چنین درختی شده‌است. درخت اقاقیابه گفته خودش این رویداد سبب شد که روح او به دنیای جنگل و انبوه درختان پرواز کند. چند سال بعد حادثه‌ای موجب شد که خطر نابینا شدن از بیخ گوشش رد شود و بعد از چند هفته بستری شدن در تاریکی به این نتیجه رسید که گاهی خداوند با زبان غیب درس‌هایی به آدمی می‌دهد.

او به این نتیجه رسید که به‌دست آوردن دوباره نعمت دیدن پیامی است برای او تا به‌دنبال علاقه اصلی‌اش یعنی همان مطالعه طبیعت بپردازد. او در سال ۱۸۶۷مسیر ۱۶۰۰کیلومتری کنتاکی تا فلوریدا را با پای پیاده از میان طبیعت وحشی و جنگل‌های انبوه پیمود. مدتی بعد حدود دو سال در پارک یوسمتی در کلبه‌ای در کنار جویبار به سر برد و به مطالعه گیاهان و درختان آنجا مبادرت ورزید.

در اینجا بود که در جریان بازدید گروهی از پژوهشگران، شخصی به او پیشنهاد کرسی استادی در دانشگاه هاروارد را کرد، ولی موییر در پاسخ به او نوشت که حتی یک برای یک لحظه هم این جلوه‌گاه عظیم الهی را به قصد تدریس در دانشگاه رها نخواهم کرد! او در این مکان به پژوهش‌های زمین‌شناسی مبادرت ورزید. ازجمله این که به شکل‌گیری بخشی از دره‌های این منطقه بر اثر فرسایش قطعات بزرگ یخ اشاره کرد.

این نظریه برخلاف نظریات دانشگاهی آن زمان در مورد مکان مورد نظر بود و به همین دلیل عده‌‌‌ای این نظریه را چندان جدی نگرفتند، ولی پژوهش‌های بعدی درستی نظر موییر را به اثبات رسانید. موییر در ادامه فعالیت‌هایش با همکاری تعدادی از دوستداران محیط‌زیست، تمهیدات لازم را برای حفاظت قانونی و مؤثر از پارک‌های ملی هم چون پارک یوسمتی به انجام رسانید. او چندین کتاب در راستای مطالعاتش منتشر کرد و به اعتقادات فلسفی عمیقی درباره ارتباط انسان با طبیعت دست یافت. او باشگاه سیرا را تأسیس کرد که بعد از او در حفاظت از محیط‌ زیست نقش مهمی طبیعی بر عهده داشت. امروزه به شکلهای گوناگونی یاد او گرامی داشته می‌شود و هر جا که صحبت از پارک‌های ملی و ضرورت حفظ و احیاء آن ها باشد به‌احتمال زیاد نامی از او به میان می‌آید.

بیست و یکم آوریل هر سال در ایالت کالیفرنیا روز موییر نامگذاری شده که در آن یاد این دانشمند بزرگ گرامی داشته می‌شود.

ازجمله مکان‌هایی که به یاد او نامگذاری شده است کوه موییر در کالیفرنیا است. همچنین نام او بر چندین مکان دیگر نیز ازجمله یخچال طبیعی، گذرگاه، قلۀ کوه، جنگل، ساحل، دانشکده و اتوبان گذاشته شده است.

۳-الفبای درختی:

اقوام سلتی ساکن بریتانیا و ایرلند در سده‌های اول میلادی از خطی استفاده می‌کردند که نام آن اوگام بود. الفبای این خط که از ۲۰ حرف تشکیل شده بود، از تعدادی خطوط عمودی و افقی چسبیده به هم تشکیل شده‌بود.

نکته جالب درباره این حروف آن بود که نام هرکدام از آن ها با نام یک درخت گره خورده بود. در واقع وجود جنگل‌های انبوه و رمزآلود در این مناطق با گونه‌های متنوع درختان به شکل‌گیری اساطیر و داستان‌های متعددی در ارتباط با درختان دامن زده و در سایر وجوه فرهنگی آنها ریشه دوانیده بود.

به‌ طور مثال نخستین حرف الفبای اوگام حرف «ب» یا «بی» انگلیسی است که نام آن در این الفبا همان نام درخت توس است. درخت توس نزد سلتی‌ها با باززایی، نوشدن و جوانی در ارتباط است.

۴-جهان بالا:

یک جمهوری ترک‌نشین به نام یاقوتستان در سرزمین زمستان‌های خیلی سرد در شرق روسیه که به زبان روسی به آن «ساخت» می‌گویند با وسعتی بیش از کشور آرژانتین قرار گرفته است. شرایط اقلیمی سخت در این منطقه جمعیت زیادی را نمی پذیرد و بومیان آن به یک میلیون نفر نمی‌رسند، ولی آداب کهن آنها هنوز زنده و پویا به حیات خود ادامه می‌دهد.

درخت شمن در کانادا

اسطوره‌های کهن یاکوتی‌ها کیهان را به سه بخش بالایی یا بهشتی، زمینی و زیرزمینی تقسیم می‌کند. مفهوم درخت زندگی نزد این اقوام موضوعی شناخته شده است. درخت زندگی نمادی است که سه بخش کیهان را به هم مرتبط می‌کند. ریشه‌های این درخت نمادین به درون سردی و تاریکی زیر زمین فرورفته و ساقه آن روی زمین و شاخه‌های بلندش به آسمان سربرکشیده است.  درخت زندگی نمادی از جریان انرژی است که زندگی را روی زمین امکان پذیر کرده است.

شمَن ها که بزرگان و عالمان آیینی این قبایل بوده‌اند و با عالم رمز و راز و پیشینیان قوم سرو کار دارند، بر این باورند که روح شمن بزرگی که قبلاً درگذشته در میان ریشه‌های یک درخت توس به‌سر می‌برد.

شاخه‌های این درخت در اختیار شمن‌های جوان قرار می‌گیرد تا اسبابی شود برای ارتباط آن ها با درخت کیهانی زندگی. از چوب این درخت طبل‌هایی ساخته می‌شوند که در مراسم آیینی شمن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.آن‌ها بر این باورند که صدایی که از این طبل‌ها بر می‌خیزد به جهان بالا سیر می‌کند.

۵-باغی دیگر:

باغ‌های کنار خلیج طرح بزرگ و بسیار پیشرفته‌ای در کشور کوچک سنگاپور است که فضای کنونی آن به بیش از یکصد هکتار می‌رسد. این طرح در سال ۲۰۰۵میلادی از طرف نخست‌وزیر وقت اعلام و بر پایه آن قرار شد فضای شهری بیش از پیش با فضای سبز طبیعی پوشانده شود.

در واقع این طرح یکی از طرح‌های فضای سبز بزرگ در سطح جهان محسوب می شود که با همکاری شرکت‌های مختلف بین‌المللی و متخصصان حوزه‌های گوناگون طراحی شهری و فضای سبز صورت گرفته است. در این مجموعه دیدنی و جذاب بخش‌های مختلفی قرارگرفته است ازجمله گنبد گل، جنگل ابرها، جاده هوایی، برج‌های درخت، دریاچه‌های اژدهای پرنده و مرغ ماهیخوار وکلاه‌فرنگی خورشید. در میان این بخش‌ها آثار گوناگون هنری مانند نگاره‌ها و پیکره‌های کوچک و بزرگ خودنمایی می‌کنند. گنبد گل در واقع یک گلخانه شیشه‌ای است که در نوع خود بزرگ‌ترین نمونه در جهان محسوب می شود. این گلخانه ۳۸متر ارتفاع دارد و در داخل آن گیاهان گوناگونی از نقاط مختلف جهان همچون مدیترانه و آمریکای جنوبی در معرض دید قرار گرفته‌است.

در بخش جنگل ابرها گیاهانی که در ارتفاعات کوهستانی و سرد روییده‌اند به نمایش درآمده و گذر از طبقات آن تجربه‌ای شبیه به کوهنوردی در هوای خنک کوهستان را به ذهن بینندگان متبادر می‌سازد. برج‌های درخت در واقع هجده سازه بلند با ارتفاع‌هایی بین ۲۵تا ۵۰متر هستند که شبیه به درخت طراحی شده و در واقع نوعی باغ‌های عمودی به‌حساب می‌آیند. انواع گل‌ها و گیاهان در این باغ‌های عمودی به زیباترین شکل ممکن کاشته شده و در بالای این سازه‌ها باتری‌های خورشیدی نور لازم را برای نورپردازی در شب فراهم می‌کنند.

از فراز پل ارتباطی بین برج‌ها، چشم‌انداز زیبایی از باغ و شهر برای بازدیدکنندگان فراهم شده است. در قسمت های مختلف این باغ قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌های متعددی آماده برای پذیرایی از بازدیدکنندگان هستند.

۶-در جست‌وجوی بی‌مرگی:

نزد فرهنگ‌های کهن « واق واق» درختی افسانه‌ای محسوب می شود. در تمدن یونان باستان این درخت در کنار معبد زئوس می‌رویید و قادر به پیشگویی بود. نزد یونانیان درخت مزبور در زمان حیاتش نه‌تنها توانایی سخن گفتن با آدمیان را داشت بلکه بعد از قطع و تبدیل شدن به چوب و ساخته شدن کشتی و قایق از آن، همچنان قادر به سخنگویی بود و سرنشینان کشتی را از خطرهای موجود در سر راه آگاه می‌ کرد. این درخت نزد پیروان آیین میترا در هنگام روز دارای برگ و شب هنگام دارای سرهای سخنگویی از انسان و حیوانات بود.

واق واق درخت افسانه ای

در هنرهای سنتی شرقی ازجمله ایران و هند نمونه‌های مختلفی از آثار را با الهام گرفتن از این افسانه در نقاشی‌، فرش، فلزکاری و غیره می‌توان دید. یکی از نمونه‌های معروف در این زمینه برگی از یک نسخه شاهنامه تولید‌شده در دربار ایلخانان مغول است که در آن از اسکندر مقدونی تصویری سوار بر اسب ایستاده در مقابل درخت واق واق کشیده شده است.

بر اساس افسانه‌ها، وقتی اسکندر در جریان فتوحاتش و در جست‌وجوی آب حیات و بی‌مرگی به پایان دنیا رسید با درختی مواجه شد که دارای دو ساقه اصلی بود. روی یکی از این ساقه‌ها سرهای مردانی بود که هنگام روز با صدایی مهیب سخن می‌گفتند و روی ساقه دیگر آن، سرهای زنانی قرار داشت که شب با صدایی لطیف سخن می‌گفتند. سرهای مرد به اسکندر می‌گفتند که او به آنچه از جهانگشایی می‌خواسته رسیده است و هنگام چهاردهمین سال سلطنت باید منتظر باشد که با تاج و تخت خداحافظی کند.

 

هنگام شب هم سرهای زنان به او می‌گفتند که تسلیم طمع نشود تا در دنیا به سرگشتگی مبتلا نشود. در نهایت سرها به او گفتند که به‌زودی تسلیم مرگ در سرزمینی غریب خواهد شد.

در تصویری که از این داستان در شاهنامه مزبور آمده علاوه بر سرهای آدمی از بعضی از جانوران سرهایی ازجمله خروس، روباه و خرگوش هم کشیده شده است.

۷-انجیر معابد:

انجیر معابد درختی مقدس نزد بودایی‌ها و هندوها محسوب می شود. ارتفاع این درخت گاهی به ۳۰متر هم رسیده و ساقه آن قطور است. برگ‌های پهن با ترکه‌های بلند درخت در هوای آرام و بدون نسیم همواره در حرکت هستند.   انجیر معابد

همین امر سبب شده تا برخی از بودایی‌ها و هندوها معتقد باشند که بعضی از خدایان‌شان در میان این شاخ و برگ‌ها زندگی می‌کنند. درخت انجیری در منطقه گایا در ایالت بیهار هندوستان وجود دارد که برای پیروان آیین بودا بسیار مقدس بوده و در طول سال زائران زیادی به آنجا سفر می‌کنند.

بوداییان معتقدند که بودا زیر این درخت به معرفت و روشنایی رسید. هر چند درخت اصلی نابود شده ولی درختی دیگر در این مکان هست که مورد عبادت بودائیان قرار دارد. بعضی معتقدند که شاخه‌ای از این درخت در مکانی در کشور سریلانکا برده و در آنجا کاشته شده است. در سریلانکا هم امروزه مکان مزبور مورد توجه بوداییان قرار دارد.

۸-نغمه‌های سبز:

هنر موسیقی هم مانند سایر شاخه‌های هنری در طول تاریخ از زیبایی‌ها، عظمت و راز و رمز جهان درختان سر بر آسمان کشیده الهام گرفته است. در نگاهی گذرا به تاریخ موسیقی فاخر جهانی شاید مشهورترین اثر موسیقایی با درخت را بتوان اثری مرتبط باعنوان «کاج‌های رُم» ساختۀ آهنگساز چیره‌دست ایتالیایی؛ اُتورینو رِسپیگی دانست.

در سال ۱۹۲۴ رسپیگی این اثر را با الهام از درختان کاج موجود در چهار منطقۀ شهر رم در اوقات مختلف روز ساخت. در واقع این اثر یکی از سه‌گانه‌هایی است که آهنگساز برای بزرگداشت شهر کهن رم ساخته است. دو اثر دیگر این مجموعه عبارتند از آب‌نماها و جشنواره‌های رم. از چهار بخش شهر رم که درختان کاج‌شان با هنرمندی این آهنگساز به زبان موسیقایی روایت شده‌اند یکی منطقه زیبای ویلا بورگِزه است. رسپیگی با نوای سازهای ارکستر سمفونیک بازی کودکان را در میان این درختان کاج به زبان موسیقی باز گو کرده است.

در قسمت دیگری از این اثر که به درختان کاج نزدیک یک مقبرۀ زیرزمینی در بخش کهن شهر رم مربوط است، حال و هوای موسیقی کاملاً دگرگون و حسی از ترس القاء می‌شود. در دو بخش دیگر هم درختان کاج و پرندگانی که از میان شاخ و برگ آن ها نوا سر داده الهام‌بخش هنرمند برای ساخت این اثر بوده‌اند.

۹-تنهاترین:

سال‌های زیادی در میان صحرایی بزرگ به تنهایی سربر آسمان داشت و مانند برجی مقدس برای رهگذران و بومیانی که در آن نزدیکی‌ها زندگی می‌کردند نمادی از مقاومت و تلاش در برابر سختی‌ها و شور و عطش زندگی محسوب می شود. هیچ رهگذری در این سال‌های طولانی حتی برای روشن کردن آتشی کوچک به آن آسیب نرسانید و تنها از سایه آن زیر آفتاب سخت بهره بردند.

گویی شترهایی نیز که زیر سایه آن لمیده بودند ارزش آن‌را دانسته و به شاخ و برگش صدمه‌ای نرساندند اما در سال ۱۹۷۳ متأسفانه رانندۀ بی‌ملاحظه یک کامیون با آن تصادف کرد و به عمرش پایان داد. پس از آن دیگر صحرای تِنِره آخرین بازماندۀ سبز خود را از دست داد و نماد تلاش برای حیات در آنجا به خاطرات پیوست. درخت اقاقیایی که سال‌ها در صحرای تنره در شمال‌شرقی نیجر به‌سر برده بود، پس از شکسته شدن به موزه رفت و جای آن نمادی فلزی قرار گرفت.

درخت اقاقیای صحرای تنره هنوز در ذهن بشر به‌عنوان نمادی از تنهایی و تلاش برای زندگی باقی مانده و شاید روزی باز الهام‌بخش هنرمند، شاعر یا نویسنده‌ای باشد تا مفاهیم عمیق انسانی را با واقعیات جهان طبیعت درهم آمیزد.

۱۰-درختکار:

از جنوب فرانسه مرد جوان به‌ طرف بلندی‌های کوه‌های آلپ سفری را شروع می‌کند. در طول مسیر او  خود به دره‌ای خشک می‌رسد که در آن جا اثری از تمدن بشری به جز خرابه‌های ساختمان‌های قدیمی چیزی یافت نمی‌شود. او در این جا با مشکل بی‌آبی مواجه می‌شود. تنها گیاهی که در این مکان یافت می‌شود بوته‌های اسطوخودوس است.

در این میان چاه آبی را پیدا می کند ولی از بدشانسی این چاه نیز خشک شده است. بالاخره یک چوپان از راه می‌رسد و او را به چشمه آبی راهنمایی می‌کند و جان آن ها را نجات می‌‌دهد. مرد جوان نسبت به شیوه زندگی تنها و گوشه‌گیر این چوپان علاقمند و کنجکاو می‌شود و مدتی را با او سپری می‌کند. مرد جوان در می‌یابد که چوپان میانسال پس از درگذشت همسرش به اینجا آمده و تصمیم گرفته تا به تنهایی زندگی‌اش را وقف احیاء طبیعت و کاشت درختان بکند. هر روز چوپان سوراخ‌هایی را در زمین بوجود می آورد و در آن ها دانه‌های بلوطی را که از جاهای دور با خود آورده می‌کارد.

بعد از مدتی مرد جوان از چوپان خداحافظی می‌کند و به خانه خود می‌رود. در این زمان جنگ جهانی اول اروپا را درمی‌نوردد. هفت سال از این واقعه می‌گذرد و او دوباره به این دره بازمی‌گردد. در این دیدار مجددا او نهال‌های متعددی همراه با جویبارهای پر از آب را می‌بیند. او همچنین متوجه می شود که بوفیه یا همان مرد چوپان سدی را در بالا دست کوه ایجاد کرده و به‌خاطر آن‌که گوسفندانش به نهال‌ها آسیب نرسانند کار چوپانی را رها ساخته و به پرورش عسل می‌پردازد. از این پس هر سال مرد جوان به اینجا سر می‌زند و بوفیه را در امر آبادانی دره یاری می‌رساند. مدتی بعد دولت تصور می‌کند که این دره خود به خود آباد شده‌است.

از بعد از آن افراد زیادی برای سیر و سیاحت و لذت بردن از جنگل سبز به این منطقه می‌آیند اما کسی هنوز نمی‌داند که بوفیه این کار را بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی انجام داده‌ تا اینکه مرد جوان فرانسوی مسئولان را از این موضوع مطلع می کند. در سال ۱۹۵۳ توسط نویسنده فرانسوی داستان کوتاه «مردی که درخت‌ها را کاشت» ژان گیونو نوشته شد و سپس چندین روایت دیگر از آن، ازجمله یک انیمیشن و نمایش ساخته و اجرا شد.

۱۱-کاخ نارگیل:

در مناطق استوایی درخت نارگیل برای مردم این نواحی اهمیت بالایی داشته و بخش‌های مختلف خوراکی و چوبی آن به مصارف گوناگونی می‌رسد. نارگیلیکی از مواد مهم در پخت‌وپز شیر نارگیل است که در بسیاری از غذاهای بومی در این مناطق استفاده می شود. جدا از این مصارف مادی، حضور این درخت و میوۀ آن ‌را در باورها، داستان‌ها و افسانه‌های این مناطق نیز می‌توان یافت. در سراسر جهان در معابد هندوان  از شیر نارگیل برای پیشکش به درگاه شخصیت‌های آیینی استفاده می‌شود. هنرمندان فعال در حوزه صنایع‌دستی در این مناطق از چوب درخت نارگیل و پوسته روی آن، اشیاء کاربردی و زینتی ازجمله قاشق، انواع ظرف‌، گلدان و مجسمه می‌سازند. در این میان یکی از نمونه‌های برجسته و خلاقانه را می‌توان در شهر مانیل، پایتخت کشور فیلیپین مشاهده کرد.

کاخ نارگیل

در سال ۱۹۷۸ کاخ نارگیل به‌عنوان یک ساختمان دولتی در شهر مانیل با استفاده از چوب‌های درخت نارگیل و الهام گرفتن از شکل این درخت ساخته شد. طرح اصلی این کاخ به شکل یک هشت ضلعی است. در این منطقه رسم بر آن است که نارگیل را برای خوردن و پذیرایی به‌صورت یک هشت ضلعی برش می‌دهند. ستون‌های دورتادور این کاخ از ساقه‌های بلند درخت نارگیل درست شده است.

در این کاخ چلچراغ ساخته شده از چوب نارگیل یکی از نمونه آثار بدیع و جذاب آن محسوب می شود. تا‌کنون چندین برنامۀ تلویزیونی در مکان کاخ نارگیل فیلمبرداری شده است. امروزه مکان مزبور به‌عنوان یکی از مراکز دیدنی و جذاب برای جهانگردانی که به این شهر می‌آیند تبدیل شده است.

دیدگاه شما

لطفا دیدگاه خود را وارد نمایید
لطفا نام خود را وارد کنید